▪ چهارمین روز بیمارستان، تماس ها و دیدارهای مختلف و تعدادی عکس
چهارمین روز از بستری شدن پدر رو پشت سر گذاشتیم در حالیکه اولین روز ملاقات عمومی رو هم امروز داشتیم.
صبح امروز حدود ساعت 11 بود که به بیمارستان رفتم در حالیکه آقا هادی اونجا بود و جامون رو با هم عوض کردیم. بعد از رسیدنم بود که پدر سئوال کردن: آقا محمد قوچانی هم آزاد شده؟ گفتم: بله و ایشون گفتن: شماره شون رو بگیرید و حالی از طرف من بپرسید. شماره ایشون رو از آقا فرید مدرسی گرفتم و حال و احوالی با ایشون کردم و سلام پدر رو از روی تخت بیمارستان به ایشون رسوندم.
ملاقات عمومی امروز راس ساعت 3 انجام شد ولی میزان جمعیت حاضر شده در بیمارستان برای دیدار با پدر به حدی بود که پرستاران چندین بار این موضوع رو به من تذکر دادن که این جمعیت برای حال ایشون مضرّه و اگر وضعیت به همین شکل ادامه پیدا کنه، ایشون رو ممنوع الملاقات می کنیم.
دیشب، آیت الله رحمت با دو –سه نفر دیگه از رفقا برای دیدن پدر اومدن و امروز هم بعد از ساعت ملاقات آیت الله العظمی گرامی لطف کردن و به بیمارستان اومدن. دیروز هم که آیت الله سید حسین موسوی تبریزی و جمعی از رفقای مجمع محققین و مدرسین حوزه. همینطور آشیخ عبد الله نوری هم ظهر امروز تماسی با من داشتن و حالی پرسیدن. در بین افرادی که امروز برای ملاقات عمومی اومده بودند، عده ای از جوونها دیده می شدن که از طریق سایت های خبری در جریان بستری بودن پدر قرار گرفته بودن و جالب اینکه یکی از اونها با پای گچ گرفته شده و عصا بدست اومده بود. یا دوستان جبهه مشارکت قم و تعداد زیادی از نیروهای سیاسی استان و همینطور خیلی از شاگردان پدر. شیرین اومدن تعدادی از طلبه های پاکستانی بود که هر کدوم به نحوی ابراز احساسات می کردن.
حال عمومی پدر رو به بهبوده با اینکه دکترها می گن باید ایشون آنژیو بشن. امروز صبح بحمدالله دستگاه کنترل فشار رو هم از دست ایشون جدا کردن و این موضوع، خبر خوشحال کننده ای بود. در بین تماس های تلفنی امروز، یک مورد داشتیم که یک بنده خدا از علاقمندان پدر که از روستاشون در اطراف زنجان زنگ می زد و ظاهراً تازه امروز در جریان بیماری پدر قرار گرفته بود و اینقدر پشت تلفن گریه کرد که حقیقتاً من هیچ چیزی از مکالمه تلفنی نفهمیدم و فقط اون تیکه هایئش مفهوم بود که می گفت: تورو به خدا ایشون الآن خوب هستن یا نه و من هم گفتم: بله، خیلی بهترن(البته این مکالمه به زبان آذری انجام می شد.)
از دیدارهای یکی - دو روز گذشته تعدادی عکس گرفته شده که روی وبسایت دفتر هست و من هم تعدادیشون رو اینجا می گذارم.
مدیون دعاهای همه بزرگواران هستم و امید دارم روزی جبران به خیر کنم.




