▪ خدایا شرمند ایم
گاهی اوقات فکر می کنم که اگر یک چشم به هم بزنیم و بریم پنجاه سال دیگه در حالیکه نسلی از ماقبل ما، دیگه دار فانی رو وداع گفتن و به دیار باقی شتافتند و ماها اگه زنده باشیم، مشغول نوشتن وصیت نامه و خریدن قبر و اینها هستیم، اگر در برابر سئوال جوان و نوجوانی قرار گرفتیم که آقاجون، پنجاه سال قبل شنیدیم که در دادگاهی که برگزار شده بود، چند نفر آدم رو آوردن و از اونها در برابر رسانه عمومی اقرار گرفتن و جالب اینکه اونها از ارکان همین نظام تا چند سال قبل ترش بودن و تاریخ هم نشون می ده که ایران در دوره زمامداری اونها در بهترین شرایط بین المللی و داخلی نسبت به دوره های مشابهش بوده، چه جوابی دارم بدم.
و گاهی فکر می کنم که اگه یه چشم به هم بزنیم و بریم صد سال دیگه و وقتی داریم از اون بالا، به بچه هامون نگاه می کنیم که دارن کارهای پنجاه سال قبل خود ماها رو انجام می دن، در برابر خدای عالم چجوری سرمون رو می اندازیم پائین و میگیم: پروردگارا، شرمنده ایم از اینکه در دوره زندگی ماها با آبروی مومنی که در نگاه تو از کعبه هم بالاتر بود، اینجوری کردن.
خدایا شرمنده ایم.

