▪ به خدا این آقا نه پول داره نه ستاد!!!
علی _برادر خانومم_ در حالی با من تماس گرفت که یکی از دوستانش به واسطه ارتباطات اون، می خواست ملکی رو برای ستاد انتخاباتی یکی از بچه های اصلاح طلب پیشنهاد کنه و علی هم به همین واسطه، با من مشورتی داشت.
نتیجه این صحبت، این شد که من با مهندس گائینی صحبت کردم که " یه خونه ای با شرایط مناسبی وجود داره و شما از اون می تونید به عنوان ستاد مرکزی انتخاباتی تون استفاده کنید. شخصی رو برای مذاکره با اون دوست علی آقا، اونجا بفرستید" و جواب مهندس اینکه:" ما اونجا رو دیدیدم و هزینه اش خیلی بالاست".
این موضوع رو به علی منتقل کردم و گفتم که اگر اون بنده خدا، طالبه اونجا رو به این بچه ها اجاره بده، کمی کوتاه بیاد تا اینها بتونن اونجا رو اجاره کنن و جواب جالب علی اینکه: افرادی از ستاد آقای .... رفتن و اونجا رو برای این مدت 7 میلیون تومان پیشنهاد برای اجاره دادن و او هم میگه، لابد ملکم اینقدر می ارزه و خلاصه پیشنهاد دو-سه میلیونی بچه های ستاد آقای کروبی و یا مهندس موسوی اون هم با دو-سه تا چک، خیلی برای اون مقبول نیافتاده.
گذشت و این داستان اولی نشد تا دیشب، رسول یکی از بچه های سالاریه که مغازه خیلی خوبی رو هم در اون منطقه داره، با من تماس گرفت و گفت: با این بچه های ستاد های اصلاح طلب ارتباطی داری؟ گفتم: چطور؟ گفت: من مغازه ام رو می خوام برای انتخابات اجاره بدم، ولی می خوام به این بچه ها هم باشه چونکه الآن از طرف ستاد آقای مورد نظرمون اومدن و 2 میلیون تومن برای این مدت پیشنهاد دادن و این مبلغ، کاملاً من رو به هوس انداخته و .......
فقط این مطلب به ذهنم رسید که اون بنده خدا اخیراً در یک مصاحبه فرموده بودن :نه پول دارن و نه ستاد.

