تبليغاتX
من هم، یک آقا زاده هستم! - گزارشی از پنج ماه وبلاگ نویسی

شاید روزی که شروع کردم به نوشتن زندگیم و اونچیزهائی که در طول اون بوقوع پیوسته و یا اینکه در حال وقوعه، هیچ وقت باورم نمی شد که وبلاگ بعد از این مدت نسبتاً کوتاه، تبدیل بشه به قسمتی از زندگیم، ولی خوشحالم از اینکه در این مدت، خیلی از چیزها رو یاد گرفتم که مهمترینش نوشتن و در واقع وقت گذاشتن برای مکتوب کردن اون چیزهائیست که توی ذهنمه.

شاید این امر یعنی نوشتن در وبلاگ برای من همراه بود با بدست آوردن یه غنیمت بزرگ و اون هم دوستای خوبین که در این مدت باهاشون آشنا شدم و من واقعاً از داشتن دوستهای اینچنینی خوشحالم.

نمی تونم ادعا کنم که از روز اول وبلاگ نویسی، همه چیز برام خوشایند بوده و هیچ اتفاق ناپسندی برام نیافتاده، چراکه بعضی وقتها واقعاً از کم لطفی بعضی ها ناراحت شدم و البته خدا می دونه این ناراحتی، به خاطر بی حرمتی به من یا خانوادم نبوده و نیست بلکه تمام ناراحتی من توی اون شرایطی که عرض کردم این بود که افرادی، فقط به این عنوان که یک فحشی بدن، می اومدن و یه مطلبی رو می نوشتن و در واقع می شه گفت که وقتی من می اومدم و می دیدم یه نفری یه بدوبیراهی گفته ولی هیچ آدرسی از خودش نگذاشته،بیشتر به این نتیجه می رسیدم که طرف من، اهل گفتگو و بحث نیست و واقعاً از این داستان ناراحت می شدم، چراکه بنای این وبلاگ بر بحث طرفین، چیده شده و می تونم مدعی باشم این صحیفه، برای این باز شده که یه مقداری از سئوالات مبهم رو جواب بده، والا اگر غیر از این باشه، به چه دردی می خوره.

بعضی وقتهام نسبت به بعضی از این اظهارنظرها نمی دونستم چه عکس العملی نشون بدم و فقط ماتم می برد و یقین دارم که اگر شما هم اینها رو ببینید، همین کار رو خواهید کرد،مثلاً دیروز کسی برای من پیغامی خصوصی گذاشته بود و پیغامش هم مربوط به صحبت های پدرم در دیدار با دانشجویان زنجانی بود که خلاصه:به پدرتون بگید،اینها تعالیم اسلامه و اسلام این تجاوز رو به پیروانش تعلیم داده و ..... برای اثبات این حرفها هم من رو دعوت کرده بود که به کتاب صحیفه سجادیه اثر امام خمینی!!!!!مراجعه کنم.عین متنش رو میارم ببینید:

 ye sari be Sahifeye Sajadiye ketabe Hazzzzzzzzzrate Emame Khomeyni bezan oonja ……ke darmoredeh …… ba atfal tozih farmoodeand ke agar ………jayez ast……

به هر صورت،من از وبلاگ نویسی، به این خاطر که با نظرات افراد مختلف آشنا می شم و نظر اونها رو راجع به نوشته هام می دونم و می فهمم،خوشحالم و امیدوارم که خداوند، این توفیق رو به من بده که این راه رو ادامه بدم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 17:39  توسط محسن بيات  |