▪ عکسی از من و ابوی در جریان دیدار دوستان تحکیم وحدت با ایشون

▪ یادآوری خاطرات و عکسی از دوران سربازی

یادآوری بعضی خاطرات برای من شیرینه و بعضی تلخ ولی معتقدم حتی خاطرات تلخ رو هم باید با نیکی ازشون یاد کرد چراکه دیگه گذشتن و راهی برای بازگشت به اون زمان هم وجود نداره. شاید همین حس در درون من باعث شده تا همه اسناد و عکس های مربوط به گذشته خودم رو جمع می کنم و برای یادآوری اونها هم که شده، گاهی بهشون سر می زنم و در موقع دیدن اونها هم معمولاً لبخندی بر لبانم می شینه چراکه هر کدوم از اونها یاد آور یک داستان خاصه برام.
یقیناً توی زندگی هر مردی، یکی از مهمترین دوران لااقل در زمینه وجود خاطرات، دوره سربازیه و من هم خیلی داستان های باصفائی از اون موقع در ذهنم دارم مخصوصاً از دوره آموزشیم که واقعاً جزو اون لحظاتی در زندگیمه که با اینکه آرزو می کنم هیچ وقت تکرار نشه، ولی دلم هم براش تنگ می شه.
آلبوم عکس های اون دوره و نگاه به اونها، زمینه ای رو بوجود آورد تا این چند خط رو به یاد اون دوره بنویسم. این عکس هم مربوط به همون موقع است منتهی باید کمی برای پیدا کردن من توی عکس، تلاش کرد.
▪ من و سعید الله بداشتی گل
.jpg)

