▪ ایمیل هائی به دفتر و شنیده هائی که گاهی دیده می شن.
امروز یکی از دوستان مشغول در مدیریت وب سایت دفتر، به من گزارشی رو داد که وب سایت در حال حاضر روزانه مراجعین خیلی زیادی داره و میزان سئوالات از پدر هم افزایش قابل توجهی پیدا کرده.
نکته جالب این داستان اینه که بعد از پاسخ پدر به نامه مهندس موسوی، ایمیل های زیادی به دفتر زده شده که در عموم اونها، از پدر بواسطه موضع شفافشون تشکر شده و البته در این بین ایمیل هائی هم هستند که در عین هتک حرمت به ابوی و فحش و ناسزاهائی که به ایشون دادن، زبان به تهدید باز کردن و اینکه مثلاً:"منتظر جواب امت در قبال این نامه ات باش" و البته این مضمون مودبانه اونها بود.
در بیرون هم که هر روز اخبار تلخ بیش از روز قبل به گوش می رسه و این باعث نگرانی و ناراحتی است و زمانی این ناراحتی به بغض و اشک تبدیل می شه که بعضی از شنیده ها دیده می شن.
▪ روزهای پر اضطراب و نامه ای از مهندس به ابوی که پاسخ داده شد.
روزهای پر اضطرابی رو خیلی ها دارن پشت سر می گذارن و البته برخی هم روزهای خوبی رو.
اخباری که به گوش می رسه عمدتاً حامل مطالب نگران کننده ای هستن ولی بعد از تحقیقات مفصل، معلوم می شه که خیلی از اونها شایعه بوده و این یک موضوع کاملاً طبیعی در چنین ایامیه که بازار شایعه در اونها داغه.
نامه مهندس موسوی خطاب به ابوی هم امروز از سوی اعضای ستاد ایشون در قم تحویل ابوی شد و پدر بزرگوار هم ظاهراً جوابی رو به اون نامه دادن که بچه های دفتر اون رو در صورت صلاحدید روی وب سایت دفتر خواهند گذاشت.
▪ سالگرد ازدواج، روزهای تلخ و دیدارهای احتمالی مراجع تقلید
از دو روز قبل تا دیشب که بخش مهمی از تلفن های همراه در تهران قطع شده، تماس های مکرر و پشت سر هم با من گرفته می شد و یا افراد مختلف گزارشاتی رو می دادن و یا اینکه سئوال می کردن:"باید چکار کرد".
ظاهراً از صبح امروز مراجع تقلید، دیدارهایی با هم داشتن و احتمالاً تا عصر امروز اخبار این دیدارها، به گوش خواهد رسید.
امروز هم روز ولادت فاطمه زهرا(س) و از طرف دیگه سالگرد ازدواج من و همسرمه و این هم یک مدل تجربه بوده که من و ایشون، این روز مهم زندگیمون با این روزهای تلخ همزمان بشه.
باید صبر کرد تا دید در روزهای اخیر، چه اتفاقاتی رخ خواهد داد و امیدوارم در کمال آرامش و بدون سر و صدا، این مشکلی که بوجود آمده حل بشه و یقیناً هزینه این داستان رو همه ماها اعم از چپ و راست خواهیم پرداخت و البته بیشتر امیدوارم که آقایون هم این موضوع رو مورد عنایت قرار بدن.
الله اعلم
▪ اين تازه اول داستان است......
این تازه اول داستان است......▪ انتخاب من کروبی است اگرچه به مهندس موسوی علاقه دارم.
من، همسرم، خواهرانم وبرادرانم به شیخ اصلاحات رای خواهیم داد و با کمال احترام به مهندس موسوی و یقیناً خوشحالی از پیروزی احتمالی ایشان در انتخابات، ولی یقیناً رای به شیخ خواهیم داد و او را ادامه دهنده راه اصلاحات می دانیم.
من به همه خوانندگان این مجموعه اگر در جایگاه مشورت قرار گیرم نیز توصیه به رای به شیخ می کنم و مطمئنم بواسطه تحلیلی که دارم، او موفق در پیاده کردن اهدافش خواهد شد.
▪ بیانیه ابوی پیرامون تجدید نظر شورای نگهبان در تایید صلاحیت یکی از کاندیداها
بسم الله الرحمن الرحیم
بسیار متأسفم که فقط با گذشت سی سال از انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی ایران و فقط بعد از بیست سال از رحلت جانگداز بنیانگذار این نظام، صحنۀ انتخابات ریاست جمهوری سال 88 آکنده از تهمت و تلاش برای محو دستاوردهای ارزشمند نظام اسلامی به خصوص در زمان رهبری امام راحل شده است.
در مناظرههای انتخاباتی صورت گرفته در منظر عموم مردم، شاهد تهمت و افتراء یکی از نامزدها به رقبا و همینطور اشخاص ثالث و خارج از عالم مقال این مناظرهها، انتشار آمار و ارقام کذب، تلاش برای انحراف اذهان قاطبۀ رأی دهندگان و مغالطههای اخلاقی مکرّری بودهایم که در دایرۀ صلاحیت یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران نمیگنجد. همچنین به رغم تذکّرات مکرّر دلسوزان نظام و انتشار آمار و ارقام رسمی، هیچ عذرخواهی رسمی و تبرّیای بابت این تهمتها و اکاذیب صورت نگرفته است.
اینجانب طلبه ای هستم که جدای از مناصب قضایی و اداری، سه دورۀ قانونگذاری عالی کشور را تجربه کردهام و مبانی قانونی نظام اسلامی و ولایت فقیه را به خوبی میشناسم. بر این اساس اقدام شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی برای تجدید نظر در صلاحیت تأیید شدۀ یکی از نامزدها که مرتکب تهمتهای مکرّر بدون طرح نزد مرجع قضایی شده است را ضرورتی شرعی و قانونی میدانم؛ ضمن آنکه در صورت عدم اقدام این شورا، دخالت ولیّ فقیه برای صیانت از جایگاه جمهوری اسلامی ایران و نهادهای قانونی و مشروع آن ضروری به نظر میرسد.
اگر چنین نشود گام مستحکمی در دوری از آراء و اندیشههای امام راحل و اثبات عدم کارآیی اخلاقی نظام اسلامی برداشته شده است و در آن صورت دیری نمیپاید که دوستان انقلاب و نظام اسلامی به خود آیند و ببینند که از اهداف عالی این انقلاب چیزی جز پوستهای تهی و بدون مغز باقی نمانده است. یقین داشته باشید که دشمنان انقلاب اسلامی مردم ایران در انتظار چنین روزی هستند و بد اخلاقیهای انتخاباتی اخیر آب به آسیاب آنان ریخته است.
والسلام
نوزدهم خرداد ماه 1388
برابر نوزدهم جمادی الثانی 1430
قم- اسدالله بیات زنجانی
▪ شیخ و خانه ای برای یک خانواده شهید
دوستی داشتم به نام علی.
الآن مدتی است که از او بی خبرم. بواسطه دو سال همکلاسی بودن در اول و دوم راهنمائی، جزو کسانی است که هیچگاه فراموشش نمی کنم، نه او را و نه دیگر هم کلاسی های آن دوره را.
یادم هست که علی از فرزند شهید بودنش، راضی نبود و همیشه به این موضوع اقرار می کرد و البته این اقرار را جزء افتخارات خود می دانست و گاهی از شدت ناراحتی، از دست پدری که به گمان او، کشور را بر خانواده اش ترجیح داده بود، می گریست.
یادم هست که مادرش، در یک تماس تلفنی به من گفت که صاحب خانه، قصد بیرون کردنشان را دارد و به علت بی پولی، شاید مجبور شوند به منزل پدر بزرگ علی در شهرستان باز گردند و از من خواست این موضوع را به شیخ منتقل کنم و این عبارت او هیچگاه از ذهن من خارج نمی شود که: "شیخ، مانند پدر من است. او همیشه به ما خانواده شهدا لطف دارد."
و یادم هست که بواسطه کمک شیخ و صحبت او با یکی از خیرین، مقداری پول برای خرید یک واحد آپارتمان در شهرک شهید محلاتی تهران تهیه شد و آن بنده خدا همیشه با گریه، دعاگوی شیخ بود.
جالب اینکه تمام این ماجرا، بعد از دوران تصدی او در بنیاد بود و او می توانست به من بگوید: بروید و از بنیاد، کمک بخواهید چراکه من دیگر مسوول نیستم.
▪ نظر صریح ابوی پرامون انتخابات: رای به احیاء کرامت انسانی و تغییر برای ایران اسلامی
نظر صریح ابوی پیرامون انتخابات رو که در پاسخ به سئوال یک بنده خدا داده شده رو اینجا بخوانید.▪ مناظره امشب، ناگفته های شیخ و جالبی ما ایرانیها
خیلی جالبیم ما ایرانیها.
زمانیکه مهندس موسوی با سعه صدر به تقابل با بی احترامی های رئیس دولت بر می خیزد او را بازنده معرفی می کنیم و زیباتر اینکه کروبی نیز وقتی به مقابله به مثل در برابر این شخص می پردازد، باز هم می گوئیم او بازنده است.
اگر کمی با تامل به مناظره امشب نگاه کنیم، خواهیم دید که شیخ، غیر از مطرح کردن تمام سئوالاتی که چهار سال است ذهن همه را مشغول کرده و البته عدم جوابگوئی آن بزرگوار دیگر، یک سئوال مهم را در ذهن بیننده بوجود آورد که این شخصی که اینقدر ادعای تقدس می کند و در جایگاه قاضی همه را متهم، خودش گرفتار برخی مفاسد اقتصادی است و جالب اینکه زمانیکه شیخ از او سئوال می کند که جواب این شبهه را چه می دهید، وی با طرح سئوالی پیرامون شهرام جزایری، نه اینکه جواب آن سئوال را نمی دهد بلکه شیخ را درگیر جواب دادن به سئوال خود می کند.
باز هم جالب است زمانیکه با کلی گوئی، حضرت مستطاب احمدی نژاد می گوید: اگر موردی هست، قوه قضائیه پیگیری کند و خود به حرف خویش پایبند نیست که مواردی که در مناظره قبلی و در مورد دو نفر از شناخته شدگان کشور مطرح کرده را همین قوه قضائیه مورد نظرش، تایید نکرده است.
حتی به گفته های وی در محضر آیت الله جوادی آملی اشاره می شود که حضرت مدعی، آن را هم به سادگی رد می کند.
این مهم است که شیخ، ناگفته ها را گفت.
شیخ، در ازای سئوالات خود پیرامون مباحث مالی در اردبیل و شهرداری، هیچ پاسخی نشنید.
شیخ حتی از دکتر رهنورد، خیلی بهتر از همسرش دفاع کرد.
و اینکه بعد از چهار سال، شیخ به این فرد مدعی گفت که تو دروغ می گوئی و آمارهائی که می دهی به وهم می ماند همانجائی که گفت: " ننه جون من هم می فهمه تورم چیه و اون رو درک می کنه".
▪ رئیس دولت در مناظره خود بدنبال چه بود؟
بعد از مناظره آقایان میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد و عکس العمل های گوناگون مابعد آن، مطلبی که ذهن من را اشغال کرد و البته افراد و تحلیل گران سیاسی، به آن اشاره نداشتن موضوعی بود که اصلاً آقای رئیس جمهور هدفش از این به ظاهر افشاگری ها چه بوده؟
شاید در نگاه نخست، این موضوع به مذاق همه ایرانیانی که در طول دوران بعد از انقلاب، از هر گوشه و کناری حرفی و حدیثی از سوء استفاده های مالی خاندان هاشمی شنیده بودند، خوش آمد و به همین مناسبت خوشحال از اینکه بالاخره کسی پیدا شد و دست او و خاندانش را رو کرد بدون توجه به اینکه این موضوعات داستان گونه به اشکال مختلف مثل سکه پخش کردن شیخ مهدی کروبی در عروسی دختر نداشته اش و هزاران مورد بی دلیلی که ما ایرانیان بدمان نمی آید از آنها به عنوان نقل مجالسمان استفاده کنیم، بارها تکرار شده است.
به اعتقاد من آنچیزی که از دید عموم پنهان ماند، هدف دیگری بود که رئیس دولت آن را نشانه گرفته بود و البته در کمال زیرکی، سعی در پنهان کردن آن داشت.
اینکه در یک مناظره تلوزیونی مستقیم، دو نفر به عنوان منصوبین رهبری، مورد حمله و آن هم به عنوان مفسد اقتصادی قرار گیرند، جای بسی تامل دارد.
رئیس بازرسی دفتر رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که از قضا عهده دار مسندی است که موظف به نظارت بر اعمال رهبری و مجموعه های زیر دست آن نیز هست، در این مناظره هدف قرار گرفته شدند.
بر اساس نص قانون اساسی، این نظارت بر عهده مجلس خبرگان رهبری است که از قضا همان شخصی عهده دار ریاست آن است که به عنوان منصوب رهبری در مجمع تشخیص نیز به انجام وظیفه مشغول است.
البته داستان شکل پیچیده تری نیز به خود می گیرد و آن اینکه این شخص، تایید صلاحیت شده برای مجلس خبرگان رهبری، توسط شورای نگهبان منصوب رهبری نیز هست.
این مقدمه به این معنی است که رهبری نظام، برای شخصی که به اعتقاد رئیس دولت، دارای گاف های متعدد اقتصادی است حکم ریاست مجمع تشخیص مصلحت را داده و از طرف دیگر اعضای مجلس خبرگان رهبری نیز با حداکثر آراء، ریاست مجلسشان را به وی سپرده اند؛ از طرف دیگر فرد دیگری نیز مورد اتهام قرار می گیرد که از سوی رهبری هم عضو مجمع تشخیص است و نیز رئیس بازرسی دفتر رهبری که یقیناً باید فردی باشد که مورد تایید و شناخت کامل رهبری نظام باشد کما اینکه ما معتقدیم هست.
اینها همگی در کنار گذشته ای قرار می گیرد که افراد یاد شده، سابقه دو دوره ریاست جمهوری اسلامی و ریاست مجلس را به عهده داشته اند و حتی امام در مورد یکی از آنان، جملات و سخنان بی سابقه ای دارد که با مراجعه به صحیفه نور، به راحتی می توان آنها را یافت.
حال سئوال اینجاست که آیا هدف رئیس دولت، صرفاً همین موضوع بود که نام دو نفر را بیاورد و از این موضوع بگذرد؟آیا این موضوع قابل تامل نیست که چرا این دو نفر باید مطرح شوند در حالی که هر دو منتصب به رهبری اند؟
آیا این موضوع و مطرح شدن آن، حمله غیر مستقیم به رهبری که ستون خیمه نظام است، نیست؟
البته من معتقدم ایرانیان پس از مناظره مورد نظر، خود تشخیص به حقانیت و عدم حقانیت طرفین داده اند و آگاهانه انتخاب خود را خواهند کرد و البته بیشترمعتقدم شیخ اصلاحات در مناظره خود، تکلیف اینگونه سخنان را روشن خواهد کرد.
الله اعلم...
▪ پیروز امشب کی بود؟
مهندس موسوی در کمال سعه صدر حتی به این موضوع اشاره نکرد که:"آقا شما دارید به دورانی اشاره می کنید که امام رهبر بودند" و یا " آقا شما به دورانی اشاره می کنید که رئیس جمهورش رهبری فعلی بودند" و یا " آقا اون دوران، ایران درگیر جنگ بود" و هزاران مورد دیگر که سعی کرد اون رو اخلاقی رد کنه و اتهامات طرف مقابل رو بجای ریختن در دامن بقیه، بدوش کشید.
و البته موضوعی که رئیس جمهور از آن غافل شد و پیروزی امشب رو به مهندس هدیه کرد، موضوع رو کردن پرونده همسر میر حسین بود. ایشون این موضوع رو متوجه نشد که مردم ایران نسبت به تعصب و اخلاق حساسند و بدور از تحلیل های سیاسی، به اون کسی رو می کنن که در موضع مظلومیت قرار می گیره و شاهد این موضوع هم رای آوردن خود ایشون در دوره قبل و در برابر آقای هاشمی بود.
آقای رئیس جمهور اخلاق رو قربانی کرد بلکه پیروزی در انتخابات رو بدست بیاره.
▪ یه عکس از روضه ایام فاطمیه

از راست به چپ: احمد آقای منتظری، آقای فاضل میبدی، ابوی و آقا محمد حسن موحدی ساوجی فرزند مرحوم موحدی ساوجی
▪ شیء پلاستیکی خوب، لنگه کفش بد
جای عجیبی است کشور ما.
علت این عجیبی در این موردی که تو ذهن منه شرطی شدن ماها نسبت به اون چیزهائی است که تلوزیون به ماها می ده و در واقع به این علت که ماها فاقد تحلیل صحیحی نسبت به اوضاع هستیم، هر آنچیزی که این مستطیل صدا و تصویردار که صد البته زبان گویای یک طرز تفکر خاص در کشورمونه، به خورد ما می ده رو می پذیریم.
موارد زیاده ولی امروز داشتم به این نکته فکر می کردم که چه ساده از یک مدل برخورد، دو نوع تحلیل به ما القاء می شه و جالب اینکه ما هم اون رو می پذیریم.
برخورد اول: در جریان آخرین سفر رئیس جمهوری امریکا به عراق و وسط مصاحبه مطبوعاتی، ناگهان لنگه کفشی به سمت رئیس جمهور سابق پرتاب می شه و ما اون رو اقدامی بسیار خوب و البته لگد مال شدن حیثیت امریکا و اسرائیل می نامیم و می گیم که"عجب کاری بود و امریکا خورد شد" و تحلیل های عجیب و غریب دیگه ای که حتی گاهی اوقات اون رو هم به سیاسیت خارجی کشورمون پیوند می زنه و می گه ما با امریکا کاری کردیم که امروز در جریان یک مصاحبه، به سمت رئیس جمهورش کفش پرتاب می شه و این نشان از قدرت ماست و ما تونستیم این کشور رو در دنیا منزوی کنیم و صدا و سیمای ما هم در کمال خونسردی، تمام اتفاقات مربوط به کفش و کفاشی و هر چیزی از این دست هست رو در قالب گفتگو و مصاحبه و خبر، منتشر می کنه و این نتیجه که" پرتاب شدن این کفش، یعنی تضعیف جایگاه امریکا در بین جهانیان".
برخورد دوم: در طرف دیگر ماجرا، کنفرانسی در ژنو برگزار می شه و البته رئیس جمهور ما بواسطه شجاعت و شهامتی که دارن، در اون شرکت و سخنرانی می کنن. در جریان سخنرانی ایشون، ناگهان نه خبرنگاران بلکه روسای برخی کشورها(یا با هماهنگی قبلی و یا بدون هماهنگی) جلسه سخنرانی رو ترک می کنن، برخی شروع به اعتراض می کنن و اونجوری که نقل شده، یک شیء پلاستکی (روایات مختلفه و برخی گفته اند گوجه ای) هم به سمت ایشون پرتاب می شه و خیلی جالبه که این پرتاب نه اینکه به ضرر ما نیست بلکه نشان دهنده جایگاه قدرتمند سیاست خارجی ما داره و خلاصه اینکه" اصلاً این گوجه یا شیء پلاستیکی یعنی اینکه ما در دل جهانیان جا داریم و جایگاهمون در طول چهار سال گذشته، به اندازه سه هزار سال صعود داشته".
قشنگ نیست تحلیلی دوگانه از اتفاقی مشابه؟
▪ دیدن حضرت زهرا(س) در خواب و تایید یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری
دو روز قبل و بواسطه دیدار یکی از دوستان با ابوی، داستان جالبی برام نقل شد که البته در اون لحظه کمی دور از واقعیت به ذهنم رسید. از اون قضیه گذشت و در جریان روضه ای که منزل پدر خانوم بزرگوارمون بود، داستان رو به شکل دیگری و از یکی از بزرگان هم شنیدم و زمانیکه امروز صبح از یک دوست مشترک بین من و ناقل اصلی قضیه، داستان برام نقل شد، قطعی بودن این موضوع برام ثابت شد.
قضیه از این قراره که یک بنده خدائی از آقازاده های محترم، که البته به لحاظ فکری و علمی از افراد قابل عرضه شدن در اجتماعه و ابوی بزرگوارش هم از بزرگان محسوب می شن، نقل کردن که پدر بزرگوارشون، طی یک تماس تلفنی به ایشون فرمودن که به من سری بزن تا همدیگر رو ببینیم. ایشون هم که به لحاظ فکری، با پدر کمی اختلاف دارن به دستور پدر عمل کرده و سری به ایشون می زنن تا نقل قول و البته حجتی رو که پدر بنا داشتن بر ایشون تموم کنن رو بشنون. اون بزرگوار به آقازاده می فرمان که: یکی از دوستان بسیار موثق من اخیراً خانوم حضرت زهرا(س) رو به خواب می بینن و خانوم به ایشون می فرمان که نظر ما برای ریاست جمهوری، آقای .... هست و شما تلاش کنین تا ایشون رئیس جمهور باشن. آقازاده که این موضوع براشون قابل هضم نبوده به پدر عرض می کنن که: من منکر اصل خواب نمی شم ولی ایشون مطمئن بودن اون خانوم توی خواب، حضرت زهرا(س)بودن؟ و پدر که از این حرف ناراحت می شن، می فرمان که: پسر، تو مثل اینکه کافر شدی! من دارم بهت می گم نظر خانوم، اینه! تکلیف بر تو تمومه و باید برای آقای .... کار کنی و آقازاده هم با رد این ادعا، به خاطر اعتماد به آدم های اینچنینی و تکیه بر اخبار و ادعاهای دروغین، از پدر می خوان که" شما رو به خدا دیگه اینها رو اینجا راه ندین".
این قضیه گذشت و من شنیدم آقائی که این اخبار رو برای اون بزرگوار برده و این خواب رو برای ایشون نقل کرده، هم خودش و هم همسرش به جاهای مختلفی برای نقل این خواب مراجعه کردن و با کمال تاسف در برخی جاها، به نتیجه هم رسیدن.
الله اعلم.
▪ سئوالات دانش آموزان بروجردی
تعدادی از دانش آموزان بروجردی، سئوالاتی رو برای دفتر ارسال کردن و ابوی هم به اونها جواب دادن. در میان سئوالات و جوابها نکات جالب و زیبا، کم نیست. توجه کنید:
سئوال: به نظر شما چه دلایلی باعث شده که بعضی از سنت های پیامبر گرامی اسلام توسط مسلمانان به طور کامل اجرا و پیروی نمی شود؟
جواب: یکی از مهمترین عوامل، جهل و عدم آگاهی نسبت به آنان است.افراد عموماً اطلاع درستی از آنها ندارند و با کمال تاسف علما و اسلام شناسان هم یا مانند آنان ناواردند و یا اینکه قادر نیستند با زبان و ادبیات عصر خود، آن را بیان کنند.
سئوال: دلایل اصلی دوری جوانان از فرهنگ اصیل اسلامی و ترغیب آن ها نسبت به فرهنگ بی منطق و آکنده از بی بند و باری چیست؟
جواب: بی توجهی خانواده ها به سیره و سنت نبوی(ص) درباره فرزندان و در مقابل استفاده از روش های نامعقول و غیر منطقی و القاء این عقیده که رفتار ما عین رفتار اسلام است.
سئوال: به چه علت بعضی از جوانان امروزی علی رغم این که در جامعه اسلامی زندگی می کنند اما در انجام رفتارهای اسلامی میلی ندارند؟
جواب: سخت گیریهای بدون منطق و غلط در برابر روح تسامح و تساهلی که مبنای سیره رسول گرامی اسلام(ص) است. از طرفی عدم اطلاع آنان از سیره و سنت های اصیل نبوی و آمیختگی بعضی از آنها با مسائل غیر منطقی و خرافه پردازی و نیز نبود استدلال و منطق صحیح میان علمای دین و نسل جوان و معرفی رفتارهای غیر اصولی و خشن به عنوان اخلاق اسلامی و سنت پیامبر به آنان. از جهت دیگر عدم الگویابی صحیح در بین جوانان و تناقض گوئی های طراحان الگو و مدعیان آن، چراکه رسول گرامی اسلام(ص) پیش از آنکه با سخنان حکیمانه اثر گذار باشد، با عمل و رفتار کریمانه خود موثر واقع شده است.
▪ آشنائی با دو دوست کرمانی - پاسخ به سوالات
دیشب برای نماز در دفتر، همراه با آقای خون چمن که از دوستان حزب اعتماد ملی در گذشته و از اعضای فعلی ستاد مهندس موسوی در قم محسوب میشه، دو نفر از طلاب کرمانی آمده بودن که البته من و یکی از اونها دو سه روز قبل و در جریان سر زدن من به ستاد مهندس در قم، با هم آشنا شده بودیم.
بعد از نماز چند دقیقه ای رو با پدر خلوت کردن تا هم صحبت هائی بکنن و هم مطالبی رو بشنون.
پدر هم کما فی السابق از خاطرات گذشته گفتن و از وضعیت فعلی و اینکه بالاخره باید چکار کرد.
در این بین، بحثی از دکتر خزعلی فرزند آیت الله خزعلی هم شد و پدر فرمودن که آشنائی نسبی با ایشون دارن و این دو نفر بنده خدا هم که ظاهراً رفاقتی با دکتر دارن، از رابطشون با ایشون گفتن و پدر هم از نوع ارتباط و آشنائی قبل از انقلاب با پدر ایشون.
باید به خونه برمی گشتیم و کارهای عقب افتاده رو انجام می دادیم چراکه طبق گزارشی که از وب سایت دفتر می رسه، میزان مراجعین رشد قابل توجهی پیدا کرده و سئوالات به مرور در حال اضافه شدنه و با توجه به اینکه پدر تمایل دارن سئوالات رو شخصاً ببینن و جواب بدن، زمان بیشتری رو از این به بعد باید به اونها اختصاص داد.
تا بعد.
▪ دیدار دوستانی از ستاد مهندس موسوی
دیروز ظهر بر اساس یک قرار از پیش برنامه ریزی شده، دوستان شاخه روحانیون ستاد مهندس موسوی برای دیدن ابوی، به دفتر اومدن و بعد از برگزاری روضه ایشون رو دیدند.
چهره دو نفر از اونها برای من آشنا نبود ولی با یکی دوتاشون سابقه رفاقت از قبل داشتم مثلاً آقای میرزاپور که از دوستان قدیمی ما بود و در جریان زندان پدر، به واسطه آشنائی کامل به مسائل حقوقی، خیلی به ما سر می زد غافل از اینکه اون داستان اصلاً ارتباطی به علم حقوق و امثال ذلک نداشت و آقایون بناشون بر برخورد با آقای بیات بود.
خلاصه دیدار آقایون شروع شد و اون چیزی که برای من جالب بود، این بود که در کلام دو تا از آقایون این عبارت مشترک خطاب به ابوی وجود داشت که: " شما به واسطه رفاقت و ارتباطی که با آقای کروبی دارید، نمی خواهید از مهندس موسوی دفاع کنید" و تعجب پدر از این موضوع که: "واقعاً آقایون با روحیات من آشنائی ندارن، مگه من با کسی در مورد دفاع یا عدم دفاع تعارف و یا رودر بایستی دارم."
پدر سخنانشون رو با این مقدمه شروع کردن که:"در زندگیم بواسطه روحیاتی که داشتم، همیشه از اون چیزی که شرعاً بهش رسیدم دفاع کردم و اینکه می بینید من امروز به صورت مشترک از از این دو نفر دفاع می کنم بخاطر این نیست که با کسی تعارف داشته باشم، بلکه به این خاطره که معتقدم باید این دو نفر در کنار همدیگر تقویت بشن."
البته پدر به این موضوع هم اشاره کردن که:" من آدم فراموشکاری نیستم و هیچوقت ارزش ها و بزرگواری های آقای کروبی رو فراموش نمی کنم و بر اونها تاکید می کنم ولی این دلیل بر این نمی شه که از خوبی های مهندس موسوی هم بگذرم و معتقدم که هر دو اینها لایق پست ریاست جمهوری هستن."
متن خبر این دیدار روی وب سایت دفتر قرار گرفته و می تونید اون رو اینجا بخونید.

